خبرگزاری حوزه | رها راد، بازیگر سریالهای «خرداد» و «سوجان» در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه جنگ و بحرانهای ملی از مهمترین مقاطع شکلگیری حافظه تاریخی ملتها هستند، اظهار کرد: سینما و تلویزیون در قبال ثبت این تجربهها مسئولیت مهمی بر عهده دارند و نمیتوان از کنار اتفاقاتی که بر زندگی، احساسات و سرنوشت مردم تأثیر گذاشتهاند، بهسادگی عبور کرد. جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان نیز از موضوعاتی هستند که باید با نگاهی دقیق، هنرمندانه و مبتنی بر واقعیت در تولیدات نمایشی و سینمایی مورد توجه قرار گیرند.
وی افزود: پرداختن به جنگ صرفاً به معنای بازسازی صحنههای درگیری، نمایش تجهیزات نظامی یا روایت اتفاقات میدان نبرد نیست. جنگ پیش از آنکه مجموعهای از تصاویر و حوادث باشد، تجربهای انسانی است که زندگی خانوادهها، روابط اجتماعی، احساس امنیت، امید و آینده افراد را تحت تأثیر قرار میدهد. هنر زمانی میتواند تصویری ماندگار از چنین رخدادهایی ارائه کند که در کنار ابعاد نظامی و سیاسی، به انسانها و تجربههای کمتر دیدهشده آنان نیز بپردازد.
این بازیگر با تأکید بر ضرورت ثبت هنری رویدادهای معاصر بیان کرد: اگر هنرمندان در زمان مناسب به سراغ موضوعات مهم اجتماعی و تاریخی نروند، ممکن است بخش مهمی از جزئیات و احساسات مرتبط با آن اتفاقات بهتدریج از حافظه عمومی کنار برود. سینما و تلویزیون این امکان را دارند که تجربههای یک دوره را برای نسلهای آینده حفظ کنند؛ نسلی که شاید خود در آن شرایط حضور نداشته باشد، اما از طریق یک اثر نمایشی بتواند با فضای اجتماعی، دغدغههای مردم و تصمیمهایی که در آن مقطع گرفته شده است، آشنا شود.
راد ادامه داد: البته ثبت یک رویداد به معنای شتابزدگی در تولید اثر نیست. موضوعاتی مانند جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان به پژوهش، شناخت دقیق شرایط و توجه به روایتهای گوناگون نیاز دارند. سازندگان آثار نمایشی باید پیش از انتخاب داستان و شخصیتها، ابعاد مختلف موضوع را بررسی کنند و با افرادی که تجربه مستقیم از آن شرایط داشتهاند، گفتوگو کنند. هرچه شناخت گروه تولید از واقعیتهای موضوع بیشتر باشد، امکان خلق اثری باورپذیر و تأثیرگذار نیز افزایش مییابد.
وی با اشاره به نقش شخصیتپردازی در موفقیت آثار جنگی اظهار کرد: مخاطب امروز بهسادگی با روایتهای کلیشهای ارتباط برقرار نمیکند. تماشاگر میخواهد شخصیتهایی را ببیند که برای او قابلدرک باشند، دغدغه داشته باشند، با موقعیتهای دشوار روبهرو شوند و در جریان داستان تغییر کنند. اگر قرار است درباره جنگ فیلم یا سریالی ساخته شود، باید بتوانیم انسانهای درگیر آن را با تمام ابعاد وجودیشان بشناسیم؛ از ترسها و نگرانیهایشان گرفته تا امیدها، مسئولیتها و تصمیمهایی که در شرایط بحرانی میگیرند.
این بازیگر افزود: در چنین آثاری، شخصیتهای مختلف میتوانند دریچههای متفاوتی برای شناخت جنگ باشند. یک مادر ممکن است نگران فرزند و آینده خانوادهاش باشد، یک جوان با مسئولیتهای تازهای روبهرو شود و یک امدادگر یا نیروی خدماتی برای کمک به دیگران تلاش کند. هرکدام از این شخصیتها تجربه متفاوتی دارند و کنار هم قرار گرفتن این تجربهها میتواند تصویری کاملتر از شرایط جامعه ارائه دهد. به نظرم پرداختن به همین جزئیات انسانی است که به یک اثر جنگی عمق میبخشد و آن را از بازنمایی صرف حوادث فراتر میبرد.
راد با بیان اینکه تولیدات نمایشی درباره جنگ باید از شعارزدگی فاصله بگیرند، تصریح کرد: مفاهیمی مانند ایثار، همبستگی، شجاعت و مسئولیتپذیری زمانی بر مخاطب اثر میگذارند که در رفتار و انتخاب شخصیتها دیده شوند. اگر فیلمساز بخواهد تمام پیام خود را از طریق گفتوگوهای مستقیم و جملات شعاری منتقل کند، ممکن است فرصت همذاتپنداری مخاطب با داستان را از دست بدهد. بهتر است اجازه دهیم موقعیتهای داستانی و رفتار آدمها معنا را منتقل کنند و تماشاگر خودش به درک عمیقتری از موضوع برسد.
وی ادامه داد: در روایت جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان نیز میتوان از همین ظرفیت بهره گرفت. بهجای آنکه صرفاً درباره اهمیت یک اتفاق صحبت کنیم، باید نشان دهیم آن اتفاق چه تأثیری بر زندگی شخصیتها گذاشته و چگونه روابط، مسئولیتها و نگاه آنان به زندگی را تغییر داده است. چنین رویکردی به معنای نادیده گرفتن ابعاد ملی و تاریخی جنگ نیست؛ بلکه کمک میکند این ابعاد در قالب داستانی ملموس و انسانی به مخاطب منتقل شوند.
این بازیگر با تأکید بر مسئولیت اجتماعی سینما و تلویزیون گفت: آثار نمایشی میتوانند به تقویت همدلی اجتماعی کمک کنند. هنگامی که مخاطب با تجربه فردی دیگر آشنا میشود، بهتر میتواند شرایط و احساسات او را درک کند. روایت درست جنگ نیز میتواند زمینه شناخت دشواریهایی را فراهم کند که مردم در شرایط بحرانی با آن مواجه میشوند. در این میان، توجه به تلاشهای نیروهای امدادی، کادر درمان، خانوادهها و افرادی که برای حفظ آرامش و کمک به دیگران مسئولیت میپذیرند، اهمیت دارد؛ چراکه زندگی جامعه در چنین موقعیتهایی تنها به خط مقدم محدود نمیشود.
راد افزود: یکی از کارکردهای مهم تولیدات سینمایی و تلویزیونی، ایجاد امکان گفتوگو میان نسلهاست. ممکن است نسل جوان اطلاعاتی درباره یک رویداد داشته باشد، اما این اطلاعات همیشه به معنای شناخت تجربه انسانی آن نیست. یک اثر نمایشی خوشساخت میتواند فاصله میان دانستن و درک کردن را کاهش دهد و به مخاطب کمک کند با پرسشها و شرایطی روبهرو شود که افراد در آن دوره تجربه کردهاند. البته این اتفاق زمانی رخ میدهد که اثر از نظر داستان، بازیگری، کارگردانی و کیفیت فنی در سطح قابلقبولی قرار داشته باشد.
وی با اشاره به اهمیت انتخاب بازیگر در آثار مرتبط با جنگ اظهار کرد: بازیگر برای ایفای چنین نقشهایی باید بیش از هر چیز به جهان شخصیت نزدیک شود. شناخت شرایط اجتماعی، مطالعه درباره موقعیت تاریخی داستان و درک فشارهای روانی شخصیت میتواند به شکلگیری اجرایی باورپذیر کمک کند. در عین حال، نباید تصور کرد که برای ایفای یک نقش جنگی فقط به نمایش اندوه یا هیجان نیاز است. گاهی یک سکوت، یک نگاه یا یک تصمیم کوچک میتواند بیشتر از دیالوگهای طولانی، وضعیت درونی شخصیت را نشان دهد.
این بازیگر ادامه داد: کار بازیگر زمانی نتیجه مطلوبی خواهد داشت که متن و سایر اجزای تولید نیز از دقت کافی برخوردار باشند. اگر شخصیتپردازی ناقص باشد یا داستان نتواند شرایط و انگیزههای افراد را بهدرستی توضیح دهد، حتی بازی خوب نیز بهتنهایی نمیتواند اثر را نجات دهد. به همین دلیل، تولید آثار جنگی به همکاری نزدیک نویسنده، کارگردان، بازیگران، پژوهشگران و مشاوران موضوعی نیاز دارد. این همکاری باید از مراحل ابتدایی شکلگیری ایده آغاز شود، نه اینکه پس از آماده شدن متن و شروع فیلمبرداری به فکر آن بیفتیم.
راد با تأکید بر ضرورت توجه به کیفیت آثار افزود: صرف انتخاب یک موضوع مهم، موفقیت یک فیلم یا سریال را تضمین نمیکند. ممکن است موضوعی از نظر تاریخی و اجتماعی بسیار ارزشمند باشد، اما اگر داستان جذابیت لازم را نداشته باشد یا شخصیتها باورپذیر نباشند، مخاطب ارتباطی با آن برقرار نکند. بنابراین، ضرورت پرداختن به جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان باید با توجه جدی به استانداردهای حرفهای تولید همراه شود. هدف این نیست که فقط اثری درباره یک رویداد ساخته شود؛ هدف آن است که محصول نهایی بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند و در ذهن او باقی بماند.
وی افزود: در کنار تولید آثار بلند سینمایی و مجموعههای تلویزیونی، قالبهای کوتاهتر نیز ظرفیت قابلتوجهی دارند. فیلم کوتاه، مستند داستانی و مجموعههای اپیزودیک میتوانند بخشی از تجربههای انسانی و اجتماعی مرتبط با جنگ را روایت کنند. گاهی یک داستان محدود درباره یک خانواده یا یک موقعیت مشخص، به دلیل تمرکز بر جزئیات و احساسات شخصیتها، تأثیری عمیقتر از روایتی گسترده و پراکنده بر مخاطب میگذارد. مهم آن است که قالب انتخابشده با موضوع تناسب داشته باشد و سازندگان برای هر روایت، زبان مناسب آن را پیدا کنند.
این بازیگر با اشاره به اهمیت ثبت روایتهای شفاهی بیان کرد: گفتوگو با افرادی که تجربه مستقیم از شرایط جنگ داشتهاند، میتواند به غنای آثار کمک کند. خاطرات شخصی، تصاویر، اسناد و روایتهای خانوادهها منابع ارزشمندی هستند که امکان شناخت دقیقتر جزئیات را فراهم میکنند. البته استفاده از این منابع باید با دقت و مسئولیتپذیری همراه باشد. سازندگان باید میان واقعیت مستند و بخشهای داستانی تمایز قائل شوند و در بازنمایی تجربه افراد، به کرامت انسانی و حساسیتهای آنان توجه داشته باشند.
راد ادامه داد: از سوی دیگر، لازم است به مخاطبان مختلف نیز توجه کنیم. اثری که برای بزرگسالان ساخته میشود، الزاماً برای نوجوانان مناسب نیست و روایت موضوعات دشوار برای مخاطب جوان به زبان و ساختار متناسب با سن او نیاز دارد. اگر قرار است نسل آینده با تاریخ معاصر کشور آشنا شود، باید بتوانیم داستانهایی خلق کنیم که هم از نظر محتوایی معتبر باشند و هم با شیوههای ارتباطی و نیازهای فرهنگی این نسل تناسب داشته باشند. دسترسی مخاطبان به آثار از طریق شبکههای تلویزیونی، پلتفرمهای نمایش و اکران عمومی نیز در گسترش تأثیرگذاری آنها اهمیت دارد.
وی با تأکید بر ضرورت تداوم تولیدات مرتبط با رویدادهای مهم کشور اظهار کرد: پرداختن به جنگ نباید به یک موج کوتاه تولیدی محدود شود. اگر قرار است این تجربهها در حافظه فرهنگی جامعه باقی بمانند، لازم است در دورههای مختلف و از زاویههای متنوع به آنها پرداخته شود. هر اثر میتواند بخشی از واقعیت را روشن کند و زمینه تولید آثار بعدی را فراهم آورد. استمرار این روند همچنین به هنرمندان فرصت میدهد تا با فاصله گرفتن از فضای اولیه یک رویداد، ابعاد کمتر دیدهشده آن را شناسایی کنند و روایتهای دقیقتر و عمیقتری ارائه دهند.
راد در پایان با بیان اینکه هنر میتواند تجربههای دشوار جامعه را به فرصتی برای شناخت و همدلی تبدیل کند، تأکید کرد: تولید آثار نمایشی درباره جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان زمانی به نتیجه مطلوب میرسد که ضرورت تاریخی و اجتماعی این موضوعات با صداقت در روایت، کیفیت هنری و شناخت مخاطب همراه باشد. سینما و تلویزیون این توانایی را دارند که تجربههای امروز را برای نسلهای آینده ثبت کنند؛ اما ماندگاری آثار به این بستگی دارد که سازندگان، انسانها و زندگی واقعی آنان را در مرکز روایت قرار دهند. اثری که بتواند در کنار بازنمایی یک رویداد، پرسشهای انسانی آن را نیز مطرح کند، ظرفیت بیشتری برای ایجاد ارتباط با مخاطب و ماندگاری در حافظه فرهنگی جامعه خواهد داشت.
انتهای پیام










نظر شما